تبليغاتX
نيك آيين
وبگاهی برای اندیشه های پراکنده و گاه و بی گاه
 

 

 

در وبلاگ ايمايان بحث بسيار جالبي درباره نظريه آقاي هانتينگتون و توصيه آقاي خاتمي به گفتگوي تمدنها آمده كه اگر علاقمند به آن هستيد، ابتدا اصل مقاله را از لينك وبلاگ مذكور بخوانيد بعد برگرديد تا در ادامه چند نكته مثلا" نقد به آن اضافه كنيم :

     ۱- به نظر مي رسد خود آقاي خاتمي هم به اين نكته واقف بود كه نظريه آقاي هانتينگتون مثل يك طرح عملياتي كه در پنتاگون يا وزارت خارجه آمريكا روي آن كار شده باشد، نبود. عامه فهم نظريه - اگر به گفته وبلاگ نويس بتوان اسم نظريه را روي آن گذاشت - اين است كه اگر تمدنها كلي زمينه ها و عوامل براي توليد تضاد و تنش دارند ، كلي هم دلايل و ضرورتها براي ناگزير بودن از تعامل و گفتگو دارند. مي توان به روابط  دو يا چند خانواده خودمان اشاره كرد كه در عين اينكه ته دل ممكن است از همديگر خوشمان نيايد،حتي با هم رفت و آمد چنداني هم نداشته باشيم ، اما يك جور نانوشته قبول كرده ايم با هم زندگي كنيم حتي پيش روي همديگر كلي قربان و صدقه هم ميرويم در حاليكه ته دلمان اينطور نيست. هميشه هم  سعي داريم روابطمان حداقل در ظاهر خوب و خوش باشد و اگر به همديگر نفع نمي رسانيم ، ضرري هم وارد نكنيم. حداكثر برخورد خصمانه مان نيز ممكن است چشم و هم چشمي و يا سخن چيني پشت هم باشد. اما بالاخره به زد و خورد و نزاعهايي كه طرفين بي حاصلي آن را تشخيص داده اند، منتهي نمي شود.

    ۲- به لحاظ ضعف آگاهيهاي عمومي از مسائل سياسي اجتماعي به خصوص بحثهاي علمي اينچنيني ، ( حتي متاسفانه اين ضعف در محافل دانشگاهي و روشنفكري هم ديده مي شود) زمان طرح نظريه هانتينگتون ،ماها زياد متوجه نشديم چي به چي بوده . بعد كه نظريه گفتگوي تمدنهاي آقاي خاتمي مطرح شد، ما يك ذهنيت خلاصه براي خودمان درست كرديم كه يك بابايي گفته تمدنها در آينده با هم برخورد و جنگ و ستيز خواهند داشت و حالا آقاي خاتمي گفته به جاي اينكار بياييد با هم گفتگو كنيم و مسائلمان را حل كنيم ؛ هيچ تمدني نمي تواند بر ديگري غلبه كرده و آن را به طور كامل محو كند، پس بياييد اگر نمي خواهيم دوست باشيم حداقل همديگر را تحمل كنيم.

    ۳- حرفهاي وبلاگ در مورد نظريه آقاي هانتينگتون كاملا درست است و بدون شك و شبهه؛ اما اين دليل نمي شود كه يك نفر مثل خاتمي يا هر شخص ديگري ، چنين دعوت و توصيه اي مبني بر گفتگو نكند. همانطور كه اشاره شده اگربناست سيل بيايد چه عيبي دارد كسي بخواهد از مردم كه سد بسازيم . يا  مرتع و جنگل را از بين نبريم و افزايش هم بدهيم تا اصلا سيل جاري نشود. كما اينكه به اعتقاد بنده قياس برخورد تمدنها با سيل ، مع الفارق است ؛ چرا كه سيل اجتناب ناپذير ولي برخورد تمدنها به مانند ديگر پديده هاي اجتماعي ، داراي قطعيت و ثبات وجود هم چون پديده هاي علوم تجربي  نيست .سيل يك پديده طبيعي محتوم ولي برخورد تمدنها يك امر گريز ناپذير است . 

     ۴- اين توصيه خاتمي اگر چه يك كشف جديد و بديع نيست ، اما يك پيشنهاد و توصيه است كه در اصل، يكي از اساس و اصول زندگي اجتماعي بشر بوده و پيشنهاد وي يك نوع دعوت به اصلي - نه فراموش شده از روي تغافل و ناداني بلكه وانهاده از روي منافع طلبي بشر - بديهي و اساسي در ايجاد و استمرار زندگي اجتماعي است.

     ۵- اين همه اطاله كلام شد كه آخرش بگويم در نوشته چون اصل بر اجتناب ناپذير بودن برخورد تمدنها نهاده شده، به خاتمي انتقاد شده كه نظريه اش يك نظريه سلبي است و تناقض دارد ؛ يعني جيزي را رد كرده و قبول نكرده است آن را . اما با ارائه نظريه خود،به نوعي آن را قبول كرده . در حاليكه چرا چنين به قضيه نگاه كنيم. اين نتيجه گيري نادرست بر مي گردد به اساس طرح بحث كه بر مبناي ناگزير بودن برخورد گذاشته شده .

    همان تحليل عاميانه در اين مورد كارگشاتر است : هانتينگتون پيش بيني كرد تمدنها با هم برخورد مي كنند ( كه حرف بي ربطي هم نبود حتي اگر بعدها نمونه هاي آن هم واقع نمي شد ) و خاتمي هم گفت چرا برخورد ، بياييد باهم گفتگو كنيم .

    ۶- با اين همه نمي توان از كوتاهي ها در تئوريزه كردن و عملياتي كردن پيشنهاد آقاي خاتمي كه هم متوجه خود ايشان و وابستگان، هم اهالي علم و نظر و هم دولت و سازمانهاي مسئول ، گلايه نكرد. و نمي توان از تبيين بسيار رساوزيباي نظريه هانتينگتون توسط نويسنه وبلاگ ايمايان سخن نگفت

    به اين كوتاهي ها ،مشاهده وضعيت تقابل روزافزون جهاني را هم كه اضافه كنيم ، نتيجه آن مي شود كه چه در داخل ايرا ن و چه در سطح جهاني اميد به گفتگو و صلح ضعيف شده ، از سر نااميدي، ناآگاهي و ناشكيبايي بگوييم نظريه گفتگو كيلويي چند.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/03/04ساعت 14:30  توسط   |